یا هو
این غزل آغاز عاشقانه هایی دوباره است از پس مدتی روزمرگی و نگفتن آنچه همواره در دل است و به پاس مهربانی ها تقدیم می شود به سیما که در آغاز کلمه بود و آن کلمه سیما بود و جز او هیچ نبود.
دو چشم پر شده از قهوه، خانه ای آرام
دو چشم مطلع زیبای عاشقانه ای آرام
سه شنبه عصر قراری گره زده است مرا
به چشم – قهوه ی زن، قهوه خانه ای آرام
هوا پر از کلماتی که بی تو تاریکند
و می دهند مرا به شبانه ای آرام
سه شنبه عصر همیشه قرار گمشده ایست
که پر شده به حضور بهانه ای آرام
و پشت میز تویی تکیه داده سر بر دست
شده بدل به شکوه نشانه ای آرام
مرا ببخش که بانوی شعر های منی
تو را نه در خور وصف است شاعرانه ای آرام
کدام راه رسیده به مقصدی چون تو؟
کدام هق هق گریه به شانه ای آرام؟
سه شنبه عصر دو فنجان و شاعری خسته
بدون آن زن و تنها، و خانه ای آرام.











